مشاوره آدلری
فرایند مشاوره آدلری
چون درمانگران آدلری نسبت به فرد و مسایل او نگرشی اجتماعی دارند، از اینرو، میتوانند در مقام مشاوره و والدین و معلمان به بهترین وجه انجام وظیفه کنند. درمانگران آدلری با استفاده از شیوهای تحلیلی و غایتانگار، یعنی بررسی مقاصد و هدفهای نهایی رفتار، سعی میکنند به هدفها و انتظارات خود دست یابند.[4]
1. رابطه: مشاوران آدلری، رابطهی خود را با مراجع یک نوع همکاری میدانند. رابطه گاهی اوقات در یک قرارداد نوشته میشود. این قرارداد، اهداف فرایند مشاوره و مسئولیتهای هر یک(مشاور و مراجع) را مشخص میکند. بنابراین، مشاور از رابطه به عنوان یک شیوهی حمایتکنندهای که بر روی نقاط قوت بهجای نقاط ضعف و تشویق بهجای تجزیه و تحلیل تأکید میورزد، استفاده میکند.
2. درک: پیروان آدلر، شیوهی زندگی را به عنوان بنایی شخصی که بر ادراکات، باورها و احساسات فرد استوار است، تلقی میکنند. بنابراین، مرحله دوم مشاوره دربرگیرندهی رشد و تعمق(برای مشاور و مراجع) در درک شیوه زندگی مراجع و گفتگو با او در این مورد است. تمرکز، همواره بر "چارچوب مرجع" مراجع و اهداف او میباشد. هنگامی که مشاور شیوهی زندگی مراجع را درک میکند، آنوقت میتواند به مراجع کمک نماید تا او نیز درک نماید که چگونه شیوهی زندگیش تحت تأثیر باورها و اعتقادات اساسی قرار گرفته است.[5] عوامل سنجش سبک زندگی عبارتند از:
الف. خاطرات گذشته: خاطرات گذشته، اطلاعاتی در مورد سبک زندگی مراجعان در اختیارمان میگذارند. پیروان آدلر، در جمعآوری خاطرات گذشته سعی میکنند حداکثر جزئیات را بگیرند و به همین منظور سوالات مختلفی مطرح میکنند. به نظر آدلر، خاطرات بهطور اتفاقی به یاد نمیآیند؛ مردم همواره خاطراتی را به یاد میآورند که در زندگی آنها موثر بودهاند. معمولا درمانگران پیرو آدلر در طول درمان از خاطرات قدیمی مراجعان میپرسند و آن را به شروع درمان محدود نمیکنند. به نظر آدلر اگرچه خاطرات جدید نیز مفیدند ولی خاطرات قدیمی مثل خاطرات 4 یا 5 سالگی از همه مفیدترند، چون به زمان تثبیت سبک زندگی نزدیکترند. در تحلیل خاطرات باید ببینیم چه موضوعاتی مضمون اصلی خاطره را میسازند. وضعیت مراجع در خاطره نیز مهم است. باید ببینیم آیا وی در آن وضعیت مشارکت دارد یا فقط ناظر است. توجه به احساسات مطرح شده در خاطره و هماهنگی آنها نیز مهم است.
روان درمانی ومشاوره معاصر درمكتب آدلر
رویكرد روانشناسی فردی درطیف وسیعی از مشكلات درمانجویان مداخله می كند.روش هایی راكه یك روانشناس فردی می تواند بادرمانجوی خود كار كند رادو مولفه تعیین می كند؛ حیطه ی مرز بندی شده ی مشاوره ورواندرمانی یكی از آنهاست.مداخلاتی كه به درمانجو كمك می كند بامشكلات زندگی ناشی از روندتكامل زندگی (انتخاب رشته دانشگاهی ،اداره ی روابط عاشقانه)یا مشكلات زندگی(ترك خانه توسط بچه ها،طلاق)وبسیاری مشكلات دیگر كنار بیاید،تحت عنوان مشاوره قرار می گیرند.
رواندرمانی كمك به درمانجو برای غلبه بر مشكلاتی مثل افسردگی عمده،اختلالات(دوقطبی،اسكیزوفرنیا)واختلالات شخصیتی مختلف می باشد.
بعددوم به اهداف وزمان بندی مداخلات برمی گرددكه مداخلات حل مسئله ومداخله ی مسئله مداروكوتاه مدت دریك انتهای پیوستارودرانتهای دیگر،بازسازی شخصیت ودرمان بلند مدت وكامل قرار می گیرند.متخصصین روانشناسی فردی باكسانی كه به دنبال حل مشكلات خاص زندگی خود هستندودرعین حال با درمانجویانی كه می خواهندمشكلات خود رادرفراینددرمانی كامل تر وطولانی تر حل كنند،كار می كنند.
اهداف مشاوره ورواندرمان گری آدلری دردرمان اختلالات:
اول:تغییرافراد به صورتی كه راحت تر وكارامدترباوظایف كاری وعشق ودوستی كناربیایند.
دوم:ایجاد مفهوم امیدواری،ارزش وكارآمدی واهمیت بین مردم است این احساس امیدواری،سطح بالای مشغول شدن در فعالیت هابه علاوه علاقه ی اجتماعی است.
سوم:شامل رفتارهای ناسازگارانه،خودویرانگری وآشفتگی است.اگرچه این رفتارها در كوتاه مدت باعث حفظ عزت نفس می شودولی اثرات بلند مدت منفی داشته وباعث استمرار مشكلات زندگی است مگر این كه حل شوند.
مراحل و تکنیکهای درمان آدلری(3)
مرحله سوم: آشناسازی مجدد
در این مرحله، مشاور و مراجع با یکدیگر کار می کنند تا مراجع، دیدگاه موثرتری نسبت به زندگی داشته باشد.[10] انواع راهبردهای آشناسازی مجدد، مشتمل است بر:
1. فوریت: به معنی آن است که مراجعان بتوانند در هر لحظه از درمان، تجربه خود را ابراز نمایند.[11]
2. فن متناقض: در این فن، از مراجعان خواسته می شود نشانه هایشان را تشدید کنند. برای مثال، به کسی که وسواس دست شستن دارد، می گویند دستش را بیشتر بشوید.
3. تعیین تکلیف و تعهد: گاهی مراجع و درمانگر روی برخی اقدامات به توافق میرسند. پس از انتخاب اقدام مورد نظر، بهترین راه اجرای آن را مشخص میکنند. بهترین راه آن است که کوتاه و شانس موفقیت در آن زیاد باشد. به این ترتیب، درمانگر راحت تر می تواند مراجع را دلگرم کند. در صورت عدم موفقیت نیز درمانگر و مراجع سعی می کنند تغییراتی بدهند که اقدام مورد نظر موثرتر شود.
4. تکلیف منزل: پیروان آدلر غالبا به مراجعان تکلیف منزل می دهند. تکلیف هایی که آنان می دهند، معمولا ساده اند و بین جلسات درمان اجرا می شوند. درمانگران در تکلیف دادن به مراجعان خیلی دقت می کنند. بعضی از درمانگرها هر هفته به مراجعان تکلیف می دهند.[12]
5. تف انداختن در غذای مراجع: مشاوران، رفتارهای مراجعان را می سنجند و اظهارنظرهایی می کنند تا جذابیت رفتار آنها را کم کنند. مثلا وقتی مادر پولداری می گوید وقت و پول زیادی صرف فرزندانش می کند، درمانگر، به آن زن نمی گوید آن رفتار را انجام ندهد بلکه جذابیت آن رفتار را کم می کند.
6. فن تکمه ای: در این فن، از مراجعان خواسته می شود که چشمان خود را ببندند و یک واقعه خوشایند را به یاد آورند و بعد از آن یک موضوع ناخوشایند و دوباره صحنه خوشایند قبلی را تجسم کنند. این فن به مراجعان نشان می دهد قدرت تغییر احساسشان را دارند.[13]
7. حل مشکل و تصمیم گیری: مشاور و مراجع هدفها را تنظیم و راههای مختلف را بررسی می کنند و آن وقت موثرترین شیوه را اجرا می نماید.
8. علاقه یا احساس اجتماعی: علاقه اجتماعی، چیزی نیست که بتوان یاد داد بلکه چیزی است که از طریق فعالیت و ارتباط بین مراجع و درمانگر به وجود میآید. این علاقه، در وهله اول از طریق پذیرش کلامی و غیرکلامی به مراجع منتقل می شود و هنگامی که درمانگر، نقش یک الگو برای مراجع را دارد شدت می یابد. علاقه اجتماعی، به روش سومی نیز شدت می یابد و آن هنگامی است که درمانگر به مراجع کمک می کند تا او به ارزش خود به عنوان یک انسان و ارزش دیگران پی ببرد.[14]
____________________________________________________________________
مراحل و تکنیکهای درمان آدلری(2)
مرحله دوم: ارزیابی، درک، تشخیص و طبقه بندی مشکلات
این مرحله دارای دو هدف عمده است: درک شیوه زندگی مراجع و اینکه چگونه این شیوه زندگی کارکرد فعلی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. در این مرحله دو تکنیک متفاوت وجود دارد که می تواند مورد استفاده قرار گیرد:
1. خاطرات قدیمی: آدلر، برای آگاهی از شخصیت بیماران از آنها می خواست خاطرات قدیمی خود را تعریف کنند. گرچه او باور داشت که خاطرات یادآوریشده، سرنخهایی را برای آگاهی یافتن از سبک زندگی بیماران در اختیار میگذارند، اما معتقد نبود که این خاطرات تأثیر تعیین کننده ای دارند.[4]
2. رویاها: سبک زندگی فرد در رویاها نیز منعکس می شود. آدلر، با عقیده فروید مبنی بر اینکه رویاها ابراز امیال کودکانه هستند، مخالف بود؛ در عوض، او رویاها را آینده نگر میدانست و باور داشت که سرنخهایی را برای حل کردن مشکلات آینده در اختیار می گذارند.[5] مراحل تشخیص مشکلات عبارتند از:
الف. توضیح: عبارت است از فرایند بررسی گفته های مراجع به منظور اطمینان یافتن از اینکه مشاور، مفاهیم مراجع را به همانگونه ای که وی در نظر دارد متوجه شده و درک کرده است.[6]
ب. تفسیر: مشاور، می تواند با یاری گرفتن از فن تفسیر، امکان کاملتر یا روشنتر شدن ظنها و فرضیه ها را فراهم سازد. مشاور، می کوشد با استفاده از شیوه¬ی تفسیر کردن، دلایل اصلی رفتار مددجو را روشن سازد. در این موارد، پاسخ مشاور به صورت آزمایشی و غیرقطعی بیان می شود تا مددجو مقاومت نشان ندهد. مشاور، در هنگام استفاده از شیوه ی تفسیر، می کوشد تا چراهای رفتار مددجو را بیش از هنگامی که فنون دیگر را بهکار گیرد، روشن سازد. تفسیر باید در زمان مناسب و هنگام ارزیابی یا آزمایش قرار گیرد که:
• مددجو، آمادگی آن را پیدا کرده باشد.
• مددجو، بتواند آن را با هدفهای خیالی خود همخوان احساس کند.
• مددجو، قادر باشد از آن برای توجه نشان دادن و استفاده از شیوه های جدید رفتار، استفاده کند.[7]
ج. مواجهه: مشاور، در بهکارگیری فن مواجهه، می کوشد با شیوه ای غیرتنبیهی، همه ناهمخوانیها و تفاوتهای بین آنچه مددجو می گوید و آنچه انجام می دهد را مشخص ساخته و درباره ی این ناهمخوانیها با او به گفتگو بپردازد.[8]
د. درک یا فهم خویشتن: درست در موقعی که مددجو، هدفهای خیالی خود را درک می کند و می خواهد درباره ی آن کاری انجام دهد، مشاور فهرستی از علایم توقف ذهنی را در اختیار او قرار می دهد. در اختیار داشتن این فهرست به مددجو امکان می دهد تا در حین انجام چنین رفتارهایی، متوجه عمل خود شود و بدون متهم کردن خود یا دیگری و بدون داشتن احساس گناه، از رفتار غیر منطقی خویش دست بردارد. مددجو باید به دفعات مختلف به تمرین فن درک یا فهم خویشتن بپردازد تا این توانایی را پیدا کند که برخلاف تمرینات اولیه، سریعتر متوجه رفتار خود شود.
ه. سوال: آدلر، از آن جهت سوال می کرد که تشخیص دهد آیا مشکل شخص دارای ریشه ارگانیکی است یا کارکردی.[9]
مراحل و تکنیکهای درمان آدلری
فنون آدلری برای کمک به مددجویان، بسیار متعدد و متنوع است.مراحل راهبردهای عملی و تکنیکهای هر مرحله بدین شرح است:
مرحله اول: ایجاد رابطه
برای ایجاد رابطه به منظور تسهیل حرکت به سوی اهداف این مرحله(ایجاد اعتماد متقابل، تعهد به اهداف، ایجاد فرضیات آموزشی درباره رفتار مراجع و شناسایی نگرشها، افکار و رفتارهای مراجع که می تواند در رابطه مشاوره ای دخالت داشته باشند)، تکنیکهای زیر بهکار می رود:
1. رفتار توأم با توجه و گوش دادن با دقت، مشتمل است بر تماس خوب چشمی، حالتی آرام که همراه با فعالیت و درگیری است و اظهارنظرهایی که مستقیما از گفته های مراجع نشأت می گیرد.
2. بستن یک قرارداد، مراجع را نسبت به اهداف مشاوره متعهد می کند که به وضوح انتظارات و اهداف مراجع و همچنین برنامه مشاور را برای کمک مشخص می کند.[1]
3. در گوش دادن بازتابشی، درمانگر نه تنها به کلمات و سخنان مددجو گوش فرا می دهد، بلکه میکوشد تا احساسهایی را که در ورای جمله ها و کلمات بیانشده از طرف مددجو وجود دارد، حس کند.[2]
4. استفاده از سکوت به معنی آن است که مشاور، سکوت را بدون آنکه مضطرب شود، بپذیرد. این کار به مراجع کمک می کند تا مسئولیت خود را برای شروع صحبت و در میان گذاشتن نگرانی های خود بشناسد.
5. ارتباط غیرکلامی مانند حالت چهره، حالت بدن، سفت کردن عضلات، آهنگ و زیروبمی صدا و سرعت نفس کشیدن می تواند به اندازه ارتباطات کلامی مهم باشد. مشاور، پس از اینکه چندین بار حالتهای غیرکلامی را مشاهده نمود براساس آنها استنباط کرده و می گوید: به نظر می رسد که برایت مشکل است در این مورد صحبت کنی.[
Ahmadali. narimani