فصل اول: کلیاتی درباره علم النفس از دیدگاه اندیشمندان اسلامی
 تاریخچه روانشناسی را از عصر ارسطو که حکمت و فلسفه را به گونه ای مدون به بشریت عرضه داشت در نظر گرفت.
 ارسطو، معتقدات زمان خود درباره روان را در کتابی تحت عنوان انیما گردآوری کرد.
 عنصری که پس از مرگ از بدن خارج شده و تا ابد جاودان است، روان و عنصری که پس از مرگ از هم متلاشی میشود و از بین میرود تن است.
 از آیات قرآن به روشنی میتوان دریافت که روح یا نفس مالک شخصیت واقعی انسان و جاودانگی اوست و از نظر مقام و مرتبه، مافوق مادیات است.
۴ واژه نفس، قلب، روح و عقل در قرآن مربوط به نفس میشوند.
 سخن قرآن درباره نفس سخنی است زیربنایی که مقام نخستین را احراز میکند زیرا کلمه نفس در قرآن بیش از سایر واژه ها بکار رفته است و غالبا بر انسان بعنوان یک موجود زنده دلالت دارد.
 واژه قلب دومین کلمه مورد استفاده قرآن است که به مفهوم عنصری پذیرا و عاطفی بکار رفته است.
 واژه روح غالبا بر حقیقت مجردی دلالت دارد که اصل و ریشه الهی داشته و به گونه خاصی با انسان پیوند یافته است.
 واژه عقل عینا در قرآن بکار نرفته ولی مشتقات آن در آیات ذکر شده که مفهوم آن عبارتست از فهم و تفکر.
نفس:
نفس با قالبهای مختلف بکار رفته و عبارتست از موجود زنده، موجودی که دارای اصلی ثابت و همواره در حال تکاثر و تولید نسل و واجد نیروی کسب و اشتها و غضب که سرانجام باید نگران پاداش و یا کیفر اعمال خوب و بد خود باشد.
نفس در قرآن در مفاهیمی همچون درون انسان، اصل و بن انسان و انسان و شخص بکار رفته است.
قلب:
بطور کلی بجای مفهوم وجدان و عقل آدمی بکار رفته و به همین دلیل قلب، بعنوان محور و اساس فطرت سلیم و کانون عواطف گوناگون اعم از عواطف خوشایند و ناخوشایند معرفی شده است.
قلب در قرآن در مفاهیمی همچون کانون فطرت سلیم، کانون تفکر و استدلال و ایمان، کانون آلودگیها، کانون عواطف گوناگون و محل قرار گرفتن حسرت بکار رفته است.
روح:
روح در قرآن از تنوع بیشتری برخوردار بوده و در مفاهیمی همچون عامل افاضه حیات از جانب خداوند، به معنی وحی و فرشته حامل وحی بکار رفته است.
روح در قرآن هرکجا به معنی افاضه حیات از جانب خدا بکار رفته، بصورت مضاف بر خداوند اضافه شده است.
در منطق قرآن، روح و نفس دارای دو مفهوم متفاوت با یکدیگر هستند

خودشناسی در قرآن:
خودشناسی، عامل اساسی رسیدن انسان به کمال حقیقی و سعادت ابدی است.
روانشناسی و رابطه آن با خودشناسی:
از جمله پیامدهای استفاده از روش علوم تجربی در پژوهشهای روانشناسی این است که گرایشهای ماتریالیستی که همه پدیدههای روانی را ناشی از فعالیتهای فیزیولوژیک میدانند حاکم شود.
نفس در نهج‌البلاغه :
با بررسی آیات قرآن میتوان دریافت که هدف محوری آفرینش، بروز کمال انسان و ظهور انسان کامل است.
در دیدگاه قرآن، جهان مادی خانه گذار و به تعبیر امام علی، ممر و معبر است و جهان باقی، خانه قرار و به تعبیر دیگر، مقرو مستقر و دین، دستورالعمل عبور از این مبدا بدان مقصد است.
از مطالعه نهج‌البلاغه مشخص میشود که ۲عنصر دین و اخلاق در اسلام عناصری عینی و وجودی اند نه ذهنی و انتزاعی.
به گفته امام علی، خداوند به انگیزه اخلاص و بر پایه اندیشه های توحیدی، حقوق مسلمانان را در جایگاه بایسته و شایسته
خود قرار داده است.
از دین اسلام به شریعت سمحه یعنی راه و رسم آسان دینداری تعبیر شده است.
اهمیت نفس و تکریم و تعظیم آن:
مشی حضرت علی در رهبری و برخورد با افراد جامعه، پرورش گوهر نفس آنان و فعلیت یافتن نفس انسانهاست.
در دیدگاه حضرت علی، اولین ویژگی والی، تواضع و فروتنی و خاکی بودن اوست و دومین ویژگی والی، نرمخویی و رام
بودن در برابر مردم است.
معرفت نفس (خودشناسی) از دیدگاه امیرالمومنین:
از دیدگاه امام علی، انسان دارای ۴نفس است: نفس نامی نباتی، نفس حسی حیوانی، نفس ناطقه قدسی و نفس کلی الهی.
نفس نامی نباتی دارای ۵ قوه ماسکه، جاذبه، هاضمه، دافعه و مربیه بوده و دو خاصیت افزایش و کاهش است.
نفس نباتی از کبد برانگیخته شده و شبیه ترین چیزها به نفس حیوانی است.
نفس حیوانی دارای ۵ قوه شنوایی، بینایی، بویایی، چشایی و بساوایی بوده و دارای دو خاصیت رضا و غضب است.
نفس حیوانی شبیه ترین چیزها به نفس درندگان و وحو ش است.
نفس ناطقه قدسی دارای ۵ قوه فکر، ذکر، علم، حلم و هوشیاری بوده و دارای دو خاصیت نزاهت و حکمت است.
نفس ناطقه قدسی، شبیه ترین چیزها به نفس فرشتگان است.
نفس کلی الهی دارای ۵ قوه هستی در نیستی، نعمت در سختی، عزت در خواری، فقر در حالت غنا و صبر در بلا ها بوده و دارای دو خاصیت حلم و کرم است.
مبدا نفس کلی الهی، پروردگار بوده و به او نیز باز میگردد.
عقل در میان تمام قوا قرار گرفته تا هرکس از خوب و بدی سخن گوید، آن را با ترازوی عقل بسنجد.

 کهن ترین کتاب و اثر مدون در زمینه نفس مربوط به ارسطو، به نام انیما است.
 ویژگی اساسی فلاسفه یونانی و اسلامی آن است که علاوه بر بحث از آثار و مظاهر نفس (روان) ، درباره نفس نیز گفتگو کرده اند