فصل پنجم: روان شناسی سلامت -احساس کنترل و سلامتی - نریمانی
شخصیت و حمایت اجتماعی، از جمله متغیرهایی هستند که بر ابتلا به بیماریهای جسمی تاثیر میگذارند
مفهوم منبع کنترل که یک خصیصه شخصیتی است، ابتدا توسط راتر و در راستای یادگیری اجتماعی مطرح شده است
راتر، منبع کنترل را اینگونه تعریف میکند: انتظار کلی فرد ا ز نتایج یک رویداد که یا در درون و یا فراسوی (بیرون) کنترل فهم شخصی وی وجود دارد
افراد دارای منبع کنترل بیرونی، رویدادها را ورای کنترل خود ادراک کرده و نتایج و برآیندهای رویداد را به شانس، بخت یا تحت کنترل دیگران نیرومند نسبت میدهند
افراد با منبع کنترل درونی، بر این باورند که رویدادها به رفتار و خصیصههای نسبتا دائمی خودشان بستگی تام دارد و معتقدند میتوانند از طریق پاداشها، تواناییها، مهارتها و خصیصه هایشان، بر نتایج اثر بگذارند
منبع کنترل، راهی است برای پیدا کردن علت ذهنی رویدادها
در منبع کنترل، در واقع تنها دو منبع برای پدیده ها در نظر گرفته میشود، یکی درونی (داخل ذهن خود) و دیگری، بیرونی (خارج از خود)
منبع کنترل، نقش بسیار تعیین کننده ای د ر شناختهای ما ایفا کرده و با توجه به آن میتوانیم افراد را بهتر بشناسیم
افرادی که معتقدند تلاشهای آنها میتواند امور را تغییر داده و خود را مسئول سرنوشت خویش میدانند، منبع کنترل آنها درونی است
افراد دارای منبع کنترل بیرونی(شانس، سرنوشت، اقبال و . . .) معمولا عصبی تر، مملو از کینه، بی اعتماد و تحریک پذیر هستند
افراد دارای منبع کنترل درونی تمایل دارند راهبردهای خوب را حفظ کرده و راهبردهایی را که احتمالا به شکست منتهی میشود را کنار بگذارند
اشخاصی که تحت تاثیر منبع کنترل درونی هستند، روی هم رفته سالم تر و مثمر ثمرتر هستند. هدفمدارتر بوده و بهتر میتوانند با مسائل برخورد کنند
افراد دارای منبع کنترل بیرونی، نشانه هایی از بیحالی و رخوت را به نمایش میگذارند
یکی از جنبه های مهم در مواقع استرس زا، میزان کننترل شخص بر استرس و ادراک وی در آن خصوص است
میتواند باعث ایجاد درماندگی آموخته شده شود که خود، افسردگی زاست
نداشتن احساس کنترل در وقایع استرس زا
احساس کنترل، فشار روانی را کم کرده و امکان استفاده از راهبردهای حل مسئله در رویارویی با فشار روانی را فراهم میسازد
احساس کنترل به انسانهای تحت استرس که مشکلات سلامتی دارند، خیلی کمک میکند
احساس کنترل باعث میشود افراد سراغ سبکهای زندگی پرخطر نرفته و رفتارهای تضمین کننده سلامتی داشته باشند
رفتار پرخطر مانند مشروبات الکلی، مختص کسانی است که روی زندگی خود، احساس کنترل نداشته باشند
افراد با کنترل درونی، عوامل استرس زا را تعریف کرده و در راهبردهای مقابله ای درگیر میشوند که در تعدیل یا رفع مشکل تمرکز دارند
افراد با منبع کنترل بیرونی از راهبردهایی مثل اجتناب برای کاهش برآیندهای منفی استفاده میکنند

افراد با منبع کنترل درونی، به احتمال بیشتری از راهبردهای مقابله ای معطوف به حل مسئله فعالانه استفاده میکنند
افراد با منبع کنترل درونی بهتر از اشخاص با منبع کنترل بیرو نی به مقابله با رویدادهای استرس زا میپردازند
منبع کنترل درونی، پیشبینی کننده بهتری در مقایسه با منبع کنترل بیرونی برای سازگاری و مقابله با استرس و بیماری است
منبع کنترل سلامتی
منبع کنترلی که ابتدا توسط راتر مطرح شده، تمام جنبه های زندگی را شامل می شد
منظور از منبع کنترل سلامتی، درجه ای است که فرد احساس میکند اعمال یا عوامل بیرون از خود، مسئول سلامتی او هستند
منبع کنترل سلامتی، پیشبینی کننده رفتارهای غیر بهداشتی فرد است
برای سنجش منبع کنترل سلامتی، پرسشنامه چند بعدی منبع کنترل سلامتی توسط والستون ساخته شد که 3 بعد درونی بودن، دیگران قدرتمند و شانس را اندازه گیری میکند
منظور از درونی بودن، درجه ای است که یک فرد، احساس می کند خودش مسئول سلامتی خویش است
منظور از شانس، درجه ای است که فرد احساس میکند عوامل شانسی، مسئول او هستند
مقیاس دیگران قدرتمند تعیین می کند که تا چه حد، یک فرد احساس میکند متخصصان بهداشتی، اعضای خانواده،
افراد مذهبی و دوستان وی بر وضعیت سلامتی او موثرند
افرادی که درونی هستند، با احتمال بیشتری در رفتارهای سلامتی شرکت میکنند
افرادی که نمره پایین در خرده مقیاس دیگران قدرتمند داشتند، بصورت فعالانه در جستجوی اطلاعات بودند
احساس کنترل
همه مردم به احساس کنترل فردی نیاز دارند
احساس کنترل یعنی اینکه احساس کنند می توانند درباره جنبه های مختلف زندگی خود فکر کنند، تصمیم بگیرند و برای رسیدن به نتیجه مطلوب و اجتناب از نتیجه نامطلوب، اقدامات موثری انجام دهند
احساس کنترل پایین با فرسودگی بیشتر به هنگام استرس، ارتباط دارد
واکنش فرد هنگامی که یک تغییر را هیجان انگیز و خود را قادر به کنترل آن رویداد میداند، مثبت تر و میزان استرس
او، پایین تر از زمانی خواهد بود که تغییر را هولناک و خود را ناتوان بداند
اگر کوششهای افراد برای کنترل و تغییر محیط به شکست انجامد، مضطرب، افسرده و در نهایت درمانده شده که سلیگمن به این حالت، درماندگی آموخته شده می گوید
انواع کنترل
1-کنترل شناختی
بمعنای توانایی استفاده از فرآیندها یا راهکارهای فکری برای تعدیل استرس است
آیا فرد معتقد است که او حوادث را هدایت می کند یا برعکس

راهکارهای کنترل شناختی شامل اندیشیدن در مورد واقعه به گونه ای متفاوت یا توجه به فکر یا احساسی خوشایند است
یکی از شکل های کنترل شناختی، انصراف توجه است. چنین انصرافی مستلزم توجه آگاهانه فرد به چیزی غیر از پدیده نگران کننده است
کنترل شناختی، بیشتر تاثیر سودمند و مفید را برای بیماران دارد
2-کنترل اطلاعاتی
منظور از این نوع کنترل، مدیریت موقعیت استرس زا با کسب اطلاعات درباره آن است.
درباره بیماریها، کسب اطلاعات در باب روش کار و احساساتی که فرد دچار آنها میشود، میتواند به کنار آمدن موثرتر و سازگاری و بهبود بعدی کمک کند.
3-کنترل بر تصمیم گیریها
برای فرد این امکان وجود دارد که از میان راهها و اقدامات گوناگون درباره حل یک مشکل، امکان انتخاب داشته باشد.
4-کنترل رفتاری
فرد میتواند بصورت رفتاری یا عملی، اقداماتی را بمنظور کاهش اثرات منفی یک موقعیت استرس زا از جمله جراحی یا آندوسکوپی انجام دهد
کنترل رفتاری در موقعیت های پزشکی باعث می شود که بیمار، تنفر خود را از حوادث پزشکی کاهش دهد
کنترل فردی و خود کارآمدی
این مفهوم توسط بندورا مطرح شده و بمعنای اعتقاد به داشتن کارآمدی در موقعیت های مختلف است
به اعتقاد اولیری، خود کارآمدی به 2 طریق بر سلامتی موثر است: اولا افرادی که برای رفتاری خاص، احساس خود کارآمدی دارند
و دوما افراد با خود کارآمدی پایین، پاسخ فیزیولوژیکی بیشتر و افراطی تری نسبت به مو قعیت های استرس زا دارند
مفهوم کنترل و نظریه اسناد
یکی از موضوعات مرتبط با مفهوم کنترل، نظریه اسناد است
این نظریه بدین معناست که وقتی افراد با یک رویداد غیر قابل کنترل روبرو می شوند، از خود سوال میکنند که چرا من نمی توانم بر این رخداد
تاثیر بگذارم و این رخداد، تا چه زمانی ادامه می یابد
افراد سعی میکنند از طریق بررسی اعمال، نیات، انگیزه ها و احساسات خود، به علل رخدادها پی ببرند
1-درونی – بیرونی
همان منبع کنترل درونی و بیرونی است
2-پایدار – ناپایدار
وقتی شخصی با یک رویداد منفی غیر قابل کنترل روبرو میشود از خود میپرسد که موقتی است یا دائمی
اگر رویداد همیشگی باشد، استرس بیشتری را فرد تحمل کرده و احتمالا به افسردگی مبتلا میشود
3-کلی – اختصاصی
آیا عوامل ایجاد واقعه غیر قابل کنترل، وسیع و کلی هستند یا جزئی و اختصاصی
افرادی که رخدادهای منفی و شکست های زندگی خود را به عوامل دائمی و کلی نسبت میدهند، در معرض خطر بیشتری برای درماندگی و افسردگی خواهند بود
افرادی که رویدادهای منفی را ناشی از عوامل درونی، دائمی و کلی میدانند و رویدادهای مثبت را بیرونی، موقتی و اختصاصی می دانند، نسبت به زندگی رویکردی بدبینانه پیدا کرده که سلامتی آنها را با خطر جدی مواجه می کند
کنترل و سلامتی
کنترل و سلامتی از 2 راه باهم در ارتباط هستند: اولا افراد دارای کنترل درونی، احساس تسلط بررویدادهای زندگی داشته و بیشتر توانایی حفظ سلامتی و همچنین پیشگیری از بیماریها را دارند و ثانیا اگر به بیماری مزمنی مبتلا شوند، بهتر
با بیماری کنار آمده و در فرآیند توانبخشی خود، نقش سازنده تری ایفا می کنند
ادراک کنترل پایین با کاهش تعداد سلولهای T بویژه در پاسخ به استرس حاد همراه است
ادراک کنترل بالا نیز با تغییرات مثبت ایمنی همراه است
افزایش احساس کنترل بعنوان یکی از راهکارهای درمانی برای افزایش سلامت بویژه در سالمندان، مطرح شده است

فصل ششم: شخصیت و سلامتی.نریمانی
شخصیت عبارتست از الگوهای عاطفی، شناختی و رفتاری نسبتا پایدار که از طریق آنها میتوان یک فرد را شناخت.
شخصیت شامل رفتارهای نسبتا ثابت یا عادات رفتاری است.
تیپ شخصیتی A:
✓ این مفهوم ابتدا توسط 2 متخصص قلب در آمریکا به نام فریدمن و روزنمن معرفی شد که به نقش علی کلسترول در ایجاد و گسترش بیماریهای قلبی اعتقاد و علاقه داشتند.
✓ براساس تحقیقات آنان، افراد تیپ A کسانی هستند مبارزه جو، رقابت پیشه، بی حوصله و پرخاشگر.
✓ آنان سریع صحبت کرده و جاه طلب و کمال گرا هستند.
✓ زندگی را میدان رقابت و مسابقه دانسته و نسبت به دیگران، خصومت و دشمنی دارند.
✓ آنان کارهای خویش، همیشه وقت کمی داشته و به همین دلیل نسبت به قرارهای خود، احساسی وسواس گونه دارند.
1. مولفه های تیپ A:
✓ از نظر ویلیامز، مهمترین عامل از میان عوامل 3 گانه زیر، عصبانیت و خصومت است.
✓ خصومت با واکنش پذیری قلبی – عروقی رابطه دارد.
الف) عصبانیت و خصومت:
✓ کسانی هستند که براحتی برانگیخته شده و از کوره در میروند.
ب) فوریت های زمانی:
✓ به گونه ای رفتار میکنند که انگار با ساعت، جدال دائمی دارند.
✓ در برابر دیرکردها و اتلاف وقتها، بسیار بی صبر و بی طاقت هستند.
✓ برنامه آنان فشرده بوده و همزمان، بیش از یک کار انجام میدهند.
ج) رقابت:
✓ به انتقاد کردن از خود و سرزنش خویشتن تمایل داشته و علی رغم تلاشها ، از توفیقاتشان احساس خشنودی نمی کنند.
2. تیپ A و سلامتی :
✓ این افراد، مشکلات تنفسی مختلفی را نشان می دهند نظیر آسم، سرفه های مکرر و نشانه های بیماریهای دستگاه گوارش مانند زخم، سوء هاضمه و تهوع.
✓ بیماریهای عروق کرونر در نتیجه تنگی یا گرفتگی عروق کرونری که خون را به قلب میرسانند، ایجاد شده و شامل آنژین، تصلب شراین و سکته قلبی هستند.
✓ این افراد، واکنش شدیدتر و افراطی تری به محرکها از جمله استرسها نشان میدهند.
✓ مردان بیش از زنان احتمال دارد الگوی رفتاری این تیپ را نشان دهند.
✓ برانگیخته شدنهای شدید و پی در پی، باعث فرسایش دستگاه قلبی – عروقی میشود.
✓ تغییر زیاد و مداوم هورمونهایی چون اپی نفرین و نوراپی نفرین میتواند به قلب و عروق خون آسیب برساند.
این افراد بیش از دیگران دچار فشار خون میشوند.
✓ این افراد بیش از دیگران، خستگی خود را مخفی کرده و به رغم آسیب دیدن، تا آخرین توان خویش کار میکنند.
در الگوی رفتاری تیپ B، سطح رقابت پایین است، فوریت زمانی و خصومت وجود ندارد.
در اینان، بیشتر تمایل به آسان گیری وجود داشته و نگاه آنان به زندگی، فیلسوفانه بوده و امکان دارد بایستند و گل سرخی را ببویند و از این کار، لذت ببرند.
افراد تیپ شخصیتی C، هیجانات خود را سرکوب کرده، افسردگی بالایی داشته و دچار درماندگی آموخته شده هستند.
این افراد، افشای هیجانی پایینی داشته و در نتیجه، آمادگی ابتلا به سرطان را دارند.
در بعضی از تحقیقات، از تیپ شخصیتی D یا افراد پریشان و تاثیر آن بر سلامتی نیز سخن گفته شده است.
سخت رویی:
✓ مفهوم سخت رویی ابتدا توسط سوزان کوباسا مطرح شده و یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیت است.
✓ وی، سخت رویی را براساس تفسیرهای خود از روانشناسی وجودی در زمینه اثرات تلاش مثبت بر مواجهه با مشقات زندگی، سامان داد.
✓ طبق نظر وی، سخت رویی 3 مولفه دارد: کنترل، تعهد و چالش.
✓ وی سخت رویی را نوعی فرآیند ارزیابی شناختی تعریف کرده که مولفه کنترل در آن، بصورت باور فرد به اینکه توان کنترل یا تاثیرگذاری بر تجارب زندگی خود را دارد، تعریف میشود.
✓ تعهد، بیانگر این احساس است که فرد میتواند به شکل عمیقی به فعالیتهای زندگی خود بپردازد.
✓ چالش، تلقی کردن تغییرات زندگی بعنوان موقعیتها و محرکهایی برای رشد است.
حس انسجام:
✓ توسط آرون آنتونوسکی جامعه شناس مطرح شد.
✓ آنتونوسکی با مطالعه بر روی زنان ساکن در اردوگاه بازماندگان جنگ، دریافت بعضی از آنان در سلامت قابل قبولی بوده و اظهار داشت، هرگز نمیتوان با قطعیت گفت همه مردم تحت استرس بیمار میشوند حتی آنهایی که تحت استرس شدید بوده اند.
✓ به اعتقاد وی، استعداد و ظرفیت افراد در مدیریت تنشها مشخص میکند که در کدام شخص و در چه موقعیتی، استرس، آسیب زا خواهد بود.
✓ بنظر او، نیروی حس انسجام، پیامدهای فیزیولوژیک را بدنبال داشته و از طریق همین پیامدها، سلامت فرد را تحت تاثیر قرار میدهد.
✓ وی تاکید داشت یک حلقه ارتباطی علی (سببی) بین حس انسجام مفهوم سازی شده توسط او و سلامت جسمی وجود دارد.
✓ رویکرد فوق، به جهت گیری سلامتی زا موسوم بوده که تلاشی در جهت فهمیدن این نکته است که چرا انسانها در آن جهت که به سلامتی منتهی میشود و یا در جهت مقابل آن قرار میگیرند.
دیدگاه فوق در نقطه مقابل جهت گیری آسیب شناختی است که در آن، به طرف بیماری توضیح داده شده و در آن، طیف وسیعی از استرسهای زندگی از عوامل میکروبیولوژیک تا طبقه اجتماعی – فرهنگی، مورد بررسی قرار می گیرد.
این با رفتارهای خطرسازی چون افراط در مصرف الکل، تغذیه ناسالم، رانندگی خطرناک، خودکشی، مصرف دخانیات و خشونت، همبستگی منفی و با رفتارهای مثبت سلامتی، همبستگی مثبت دارد.
✓ وجدانگرایی، پیش بینی کننده رفتارهای ورزشی بوده و بهتر از دیگران از تجویزهای طبی پیروی میکنند.
✓ افراد واجد نمره کم در این مقیاس، کمتر احتمال دارد از رژیم های درمانی استفاده کرده، کنترل بیرونی داشته و همواره باید توصیه های طبی به آنان یادآوری شود.
✓ وضعیت هیجانی میتواند در تعیین سلامت جسمانی ما موثر باشد نه وضعیت روانی ما.
حس انسجام و سلامتی جسمانی:
✓ آزمون حس انسجام نمیتواند رابطه قابل توجهی با سلامتی جسمی فرد را نشان دهد.
✓ به اعتقاد آنتونوسکی، حس انسجام قوی و رشد یافته، سلامت جسمانی را ارتقا بخشیده و سطوح بالای بهزیستی را تسهیل میکند.
✓ افراد دارای حس انسجام بالا، در زمان کوتاه تری بهبود یافته و با تحمل بالاتر، عارضه کمتر و روحیه بهتری، دوره درمان را سپری میکنند.
✓ سیگار کشیدن، شایعترین علت بیماری و مرگ زودرس در آمریکاست.
✓ افزایش مصرف سیگار با کاهش نمره حس انسجام همراه است.
✓ از میان 3 زیر مقیاس حس انسجام، قابل مدیریت بودن، قویترین پیشبین برای رفتار سیگار کشیدن شناخته میشود.
✓ نمرات بالا در آزمون حس انسجام، همبستگی بالایی با عوامل سلامت در حوزه روانشناسی و پزشکی دارد.
پاسخ دستگاه ایمنی در حس انسجام:
✓ آزمون حس انسجام به هیجانات ناشی از وضعیت سلامت فرد حساس است.
✓ طبق تعاریف اصلی آنتونوسکی، حس انسجام، تعیین کننده جهت گیری کلی فرد در مقابله با استرس است.
✓ ناکامورا نشان داد بین حس انسجام و استرس، همبستگی منفی متوسطی وجود دارد.
✓ سلولهای NK، اولین خط دفاع ایمنی هستند که بدون واکسینه سازی قبلی، بر علیه سلولهای مهاجم وارد عمل میشوند.
✓ اینکه مردم حتی وقتی در معرض عوامل استرس زای شدید قرار دارند و مریض نمیشوند، بدلیل ظرفیت استرس در فرد است که نتایج مواجهه آن فرد را با استرس تعیین میکند.
ارتباط 5 عامل بزرگ شخصیت با سلامتی:
✓ هدف اصلی طب روان تنی، جستجوی پیوند مستقیم بین شخصیت و سلامتی است.
✓ یکی از رویکردها در روانشناسی شخصیت، رویکرد صفات است.
✓ صفت یا رگه عبارتست از جنبه هایی از تفاوتهای فردی و تمایلات برای نشان دادن الگوهای ثابتی از افکار، احساسات و اعمال.
1. نوروزگرایی:
✓ افرادی که در این مقیاس نمره بالایی کسب میکنند، انواع هیجانات منفی از جمله ترس، شرم و احساس گناه را تجربه میکنند.
✓ استرسهای درونی و بیرونی، آنها را از پای در آورده و باعث شده تا احساس بیچارگی کرده و تکانشی عمل کنند.
✓ آمادگی تفکر غیر واقعی و خود پنداشت ضعیف را دارند.
افرادی که نمره پایینی کسب میکنند، آرام و مقاوم بوده و در برابر استرسها، ایستادگی میکنند.
✓ این افراد، واکنشهای هیجانی حادی از خود نشان میدهند.
✓ خصومت، یکی از اجزای نوروزگرایی و پیشبینی کننده افزایش وزن و نوسان آن است.
✓ مصرف مشروبات الکلی با نوروزگرایی مرتبط است.
2. برونگرایی:
✓ افراد برونگرا، گرم و صمیمی بوده و از روابط شخصی نزدیک لذت برده و طرفدار ارتباطات اجتماعی هستند.
✓ اینان جرات ورزی داشته و به سادگی، نقش های رهبری را بعهده میگیرند.
✓ آنها نیاز به هیجان و سطوح بالای انرژی و فعالیت داشته، خوشبین بوده و به سادگی میخندند.
✓ تمایل بیشتری به صحبت کردن داشته و این حالت، در مراقبت پزشکی اهمیت زیادی دارد.
✓ لازم است پزشکان خانواده و پزشکان عمومی، برونگرا بوده تا با بیمار، رابطه صمیمانه و گرمی برقرار کنند.
✓ برونگرایی، پیشبینی کننده رفتار خود مراقبتی در بهداشت دهان و دندان است.
3. گشودگی نسبت به تجربه:
✓ این افراد، چیزهای نو، متنوع و مبهم در همه زمینه ها را ترجیح میدهند.
✓ خلاق بوده، در زندگی از تخیل قوی برخوردار بوده و به زیبایی در هنر و طبیعت توجه دارند.
✓ آنها از حاالت درونی خویش آگاه بوده و عدم تعادل هیجانی را بخوبی میشناسند.
✓ به تقارن و سادگی و فکر کردن بصورت سیاه و سفید علاقه مندند.
✓ افراد باز نسبت به تجربه، به سختی در درمانگاه های طبی قانع میشوند اما افراد بسته، تصوری قدرتمندانه از پزشکان داشته و براحتی قانع میشوند.
✓ افرادی که نمره بالایی در این مقیاس کسب میکنند، نیازمند اطلاعات اضافی درباره بیماری و درمان آن بوده و بیشتر بدنبال درمانهای غیر سنتی و طب جایگزین هستند.
4. دلپذیری:
✓ این افراد، اجتماعی بوده، به دیگران اعتماد کرده، داوطلب میشوند و تلاش میکنند تا به دیگران کمک کرده و با آنها همدلی میکنند.
✓ افراد تیپ A که نمره بالایی در خصومت دارند، نمره بسیار کمی در دلپذیری کسب میکنند.
✓ ویژگی معکوس دلپذیری یعنی دشمنی و خصومت وقتی با وجدان گرایی همراه میشود، پیشبینی کننده رفتارهای ضعیف سلامتی است.
✓ افراد دارای نمره پایین در دلپذیری یا متخاصم، معمولا از مداخلات پزشکی که برایشان انجام میشود، ناراضی بوده اما افراد دلپذیر، نسبت به فرآیند درمان و معالجه راضی هستند.
5. وجدانگرایی:
✓ با مجموعهای از ویژگیها همچون خویشتنداری، نظم و ترتیب، وظیفه شناسی، تعمق و پیگیری فعالانه اهداف مشخص می شود.
نمره بالا نشانه سختکوشی، مصمم بودن و انگیزش بالا و نمره پایین، نشانه سهل گیری و فقدان جهت گیری روشن در زندگی است.
✓ از بعد مثبت، این افراد هدفمند و موثر بوده و از بعد منفی، کمال گرا هستند و بخاطر کار خود، از زندگی شخصی خود چشم پوشی میکنند.
جدانگرایی با رفتارهای خطرسازی چون افراط در مصرف الکل، تغذیه ناسالم، رانندگی خطرناک، خودکشی، مصرف دخانیات و خشونت، همبستگی منفی و با رفتارهای مثبت سلامتی، همبستگی مثبت دارد
وجدانگرایی، پیشبینی کننده رفتارهای ورزشی بوده و بهتر از دیگران از تجویزهای طبی پیروی میکنند
افراد واجد نمره کم در این مقیاس، کمتر احتمال دارد از رژیم های درمانی استفاده کرده، کنترل بیرونی داشته و همواره باید توصیه های طبی به آنان یادآوری شود.

فصل هفتم: غذا خوردن، ورزش و سلامتی وقتی الگوهای رفتاری بصورت عادت در میآیند، با سبک زندگی سر و کار داریم.سبک زندگی:✓ سبک زندگی عبارتست از الگوهای رفتاری که در فرد بصورت عادت درآمدهاند. مثل چگونگی تهیه غذا و خوردن آن.✓ عواملی که با ایجاد بیماری یا آسیب ارتباط دارند، عوامل خطرزا نامیده میشوند.✓ عوامل خطرزای رفتاری که جزء سبک زندگی و با دالیل مرگ و میر و بیماریها مرتبطند عبارتند از سیگار کشیدن،خوردن غذاهای با کلسترول باال، بیتحرکی و ورزش نکردن، مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر.✓ از میان سبکهای زندگی، رفتار غذا خوردن و ورزش کردن، بیش از سایر رفتارها در بیماریها تاثیر دارد.رژیم غذایی:✓ رژیم غذایی از 2 راه با سالمت مرتبط است: الف( با تحت تاثیر قرار دادن شروع بیماری و ب( میزان اثربخشی درمان ومدیریت بیماری1. رژیم غذایی و شروع بیماری:✓ رژیم غذایی از طریق وزن افراد، سالمت را بصورت گسترش اختلالات خوردن یا چاقی، تحت تاثیر قرار میدهد.✓ اختالالت غذایی با مشکالتی نظیر بینظمیهای قلب، حمالت قلبی، توقف رشد، پوکی استخوان و تولید مثل در ارتباطاست.✓ چاقی با انواع دیابت، بیماری قلبی و انواعی از سرطان در ارتباط است.2. رژیم غذایی و درمان بیماری:✓ بیماران چاق بطور عمده از طریق مداخالت بمتنی بر رژیم کنترل میشوند.✓ از مداخالت رژیم غذایی برای بهبود دیابت با خود مدیریتی و با هدف ترغیب بیماران مبتال به دیابت برای اتخاذ یک رژیمغذایی سالمتر استفاده شده است.رژیم غذایی سالم:✓ یک رژیم غذایی سالم شامل استفاده از غذاهای دارای کربوهیدرات زیاد و کم چرب است.✓ تبیین چگونگی رفتار غذا خوردن در افراد، در 3 دسته نظریه عمده انجام شده است: الف( الگوی تحولی، ب( الگویشناختی و ج( همگرایی نسبت به وزن.1. الگوهای تحول رفتار غذا خوردن:✓ والدین بر غذا خوردن فرزندان خود تاثیر میگذارند.✓ رویکرد تحولی رفتار غذا خوردن بر اهمیت یادگیری و تجربه تاکید و روی تحول ترجیحات غذایی در کودک تمرکز دارد.✓ یکی از پیشگامان اولیه این نوع پژوهش، دیویس است که مطالعاتی را روی نوباوگان و کودکان خردسال انجام داد.✓ دیویس بواسطه این مطالعات، نظریه عقل بدن را مطرح نمود که روی ترجیحات غذایی ذاتی بدن تاکید دارد.2

وی نتیجهگیری کرد کودکان دارای یک ساز و کار تنظیمکننده ذاتی هستند و میتوانند رژیم غذایی سالم را عاقالنهانتخاب کنند.✓ آنها فقط زمانی میتوانند غذای سالم را انتخاب کنند که غذای سالم، در دسترس آنها باشد.✓ برچ، دادههای دیویس را اینگونه تفسیر کرد: توانایی یاد گرفتن پیامدهای خوردن و یادگیری ارتباط دادن سرنخهایغذایی با پیامدهای گوارش بمنظور کنترل دریافت غذا است.✓ تحول ترجیحات غذایی را میتوان به 3 صورت مواجه شدن، یادگیری اجتماعی و یادگیری مبتنی بر تداعی بررسی کرد.الف( مواجه شدن:✓ ترس و اجتناب از مواد غذایی جدید، نو هراسی نامیده میشود.✓ این مسئله که آدمی به مصرف انواع غذاها برای داشتن یک رژیم غذایی متعادل نیازمند بوده و از طرف دیگر به نو هراسیدچار است، تناقض همه چیز خواری نامیدهاند.✓ حداقل 8 تا 10 بار مواجه شدن الز م است تا تغییر معنادار در ترجیحات غذایی شروع شود.✓ نو هراسی مذکرها بیش از مونثهاست.✓ نو هراسی در خانوادهها به ارث رسیده و در نوباوگانی که بسمت غذاهای جامد هدایت شدهاند، کمتر ولی در کودکان نوپا،کودکان پیشدبستانی و بزرگساالن بیشتر است.✓ یک تبیین فرضی برای تاثیر مواجه شدن عبارتست از دیدگاه ایمنی آموخته شده که معتقد است ترجیح افزایش مییابدزیرا خوردن غذا به هیچ پیامد منفی منجر نشده است.✓ فرضیه مواجه شدن نشان میدهد نو هراسی با افزایش سن، کاهش مییابد.ب( یادگیری اجتماعی:✓ یادگیری اجتماعی به توصیف تاثیر مشاهده رفتار سایر افراد روی رفتار خود فرد میپردازد و گاهی اوقات سرمشقگیریو گاهی اوقات یادگیری مشاهدهای نامیده میشود.✓ هنگامی تغییر بیشتری در ترجیح غذایی کودکان ایجاد شده که الگوی یک کودک بزرگتر، یک دوست یا یک قهرمانافسانهای باشد و فرد بزرگسال ناشناس، هیچ تاثیری روی ترجیحات غذایی کودک ندارد.✓ بازخوردهای والدینی نسبت به غذا و خوردن برای فرآیند یادگیری اجتماعی، نقش محوری را دارد.✓ رفتارهای خوردن با شرایط فردی نظیر سن، جنس، درآمد و ساختار خانواده محدود میشود.✓ عوامل یادگیری اجتماعی برای انتخابهای غذایی، اساسی هستند.ج( یادگیری مبتنی بر تداعی:✓ به تاثیر عوامل اجتماعی روی رفتار اشاره دارد.✓ گاهی اوقات این عوامل بعنوان تقویتکنندههایی در راستای شرطی شدن کنشگر عمل میکنند.I( پاداشدهی رفتار غذا خوردن:✓ غذا به همراه توجه مثبت بزرگساالن در مقایسه با موقعیتهای خنثیتر نشان داده است که این کار، ترجیح غذایی را افزایش می دهد
غذاب بعنوان یک پاداش:✓ اگر غذا بعنوان یک پاداش ارائه شود، پذیرش و ترجیح آن افزایش مییابد.✓ هنگام همایندسازی دو غذا، مشاهده شده است که غذای پاداش، دارای تاثیر مثبتتری نسبت به غذای در دسترساست.III( غذا و کنترل )مهار(:✓ اغلب والدین معتقدند محدودیت دسترسی به غذا و ممنوع کردن آنها برای خوردن غذا، راهبردهای خوبی برای ارتقایترجیحات غذایی هستند.✓ مطالعات نشان میدهد آن دسته از راهبردهای غذا خوردن که دسترسی کودکان به غذاهای عصرانه را محدود میکنند،باعث میشوند تا غذاهای مورد محدودیت، جذابتر شوند.✓ کنترل والدینی، تاثیر زیانبخشی روی رفتار خوردن کودک دارد.✓ کنترل پنهان )عدم خرید غذاهای ناسالم و نیاوردن آنها به خانه( با کاهش مصرف میان وعدههای ناسالم در ارتباط بودهو کنترل آشکار )سرسخت بودن نسبت به اینکه کودک، چقدر باید بخورد( باعث افزایش مصرف میان وعدههای سالم راپیشبینی میکند.IV( غذا و پیامدهای فیزیولوژیکی:✓ ادبیات غنی برای نشان دادن اکتساب انواع بیزاری های غذایی متعاقب پیامدهای معدی – رودهای منفی وجود دارد.2. الگوهای شناختی رفتار خوردن:✓ بیشتر پژوهشهایی که از رویکرد شناختی استفاده نمودهاند، از الگوهای اجتماعی شناختی هم استفاده کردهاند.✓ اهداف رفتاری بطو ر اخص، پیشبینی کنندههای خوبی برای رفتار نیستند.✓ شفرد و استاکلی از عمل مستدل برای پیشبینی مصرف چربی استفاده کرده و گزارش نمودهاند که بازخورد پیشبینیکننده بهترین نسبت به هنجارهای ذهنی است.✓ بازخوردها، بهترین پیشبینی کننده مصرف نمک هستند.✓ پژوهشها، نقش کنترل رفتاری ادراک شده را در پیشبینی رفتار بویژه در ارتباط با کاهش وزن نشان دادهاند.✓ نقطه مرکزی همه تعاریف دوسوگرایی، همزمان بودن ارزشهای مثبت و منفی باهم است.✓ ارتباط میان بازخورد و قصد در افرادی که دوسوگرایی بیشتری داشتند، ضعیفتر است.✓ الگوی شناختی رفتار غذا خوردن، نقش شناختها را برجسته کرده و شناختهایی را آشکار میکند که در رویکردتحو لی، پنهان بودند.الگوی نگرانی درباره وزن:الف( معنای غذا و وزن:✓ غذا میتواند وزن و شکل بدن را تغییر داده و با معناهایی نظیر جذابیت، کنترل و موفقیت در ارتباط است.

. نارضایتمندی بدنی چیست؟✓ برخی، نارضایتمندی بدنی را بصورت برآورد تحریف شده اندازه بدن و ادراک اینکه بدن بزرگتر از آنچه واقعا هست،تعریف کردهاند.✓ افراد مبتال به اختالالت خوردن، تحریف ادراکی بیشتری را نسبت به آزمودنیهای غیر بیمار نشان میدهند.✓ دختران و زنان دوست دارند که الغرتر از آنچه که هستند، باشند و بیشتر افراد مذکر دوست دارند که یا همانگونه کههستند و یا بزرگتر از وضعیت کنونی بنظر آیند.✓ آخرین شیوهای که بو اسطه آن میتوان به نارضایتمندی بدنی پی برد، به سادگی عبارتست از شناخت و احسااست منفینسبت به بدن.✓ در مجموع، زنان بیش از مردان، نارضایتمندی بدنی را گزارش میکنند.✓ نارضایتمندی بدنی را میتوان بعنوان تفاوت میان ادراک افراد از اندازه بدنیشان با اندازه واقعی بدنیشان یا تفاوت میانادراک سایز واقعیشان با سایز ایده آلشان مفهومسازی کرد.✓ دالیل نارضایتمندی بدنی عبارتست از: الف( نقش رسانههای جمعی، ب( قومیت، ج( طبقه اجتماعی و د( خانواده.✓ شایعترین باور عبارتست از اینکه نارضایتمندی بدنی، پاسخی به بازنمایی از زنان الغر در رسانه هاست.✓ عواملی در طیف نارضایتمندی بدنی، تحریف بدنی و رفتار رژیم گرفتن تا اختالالت خوردن در افراد متعلق به طبقاتباالی اجتماعی، دارای شیوع بیشتری است.✓ در تاثیر خانواده روی پیشبینی نارضایتمندی بدنی، نقش مادر، برجستهتر از بقیه اعضای خانواده است.✓ مادران دختران مبتال به بیاشتهایی روانی، دارای نارضایتمندی بدنی بیشتری نسبت به مادران دخترانی هستند که ایناختالل را ندارند.✓ عوامل روانشناختی نارضایتمندی عبارتست از باورها، ارتباط مادر – دختر و نقش کنترل )مهار(.✓ باورهایی در مورد رقابتجویی، پیشرفت، ابزار موفقیت، نقش زنان، تفکرات قالبی در مورد زیبایی و ارتباط مادر – کودکبعنوان انواعی از باورهایی که ممکن است نارضایتمندی بدنی را پیشبینی کنند، برجسته شدهاند.✓ ارتباط نزدیک میان مادر و دختر ممکن است باعث ایجاد یک ارتباط درهم شده و مسائلی را بهمراه جدایی در دورهنوجوانی ایجاد کند.✓ ارتباطات مادر – دختری که اجازه میدهند تا در هر فرد، فقر خودمختاری ایجاد شود، ممکن است پیشبینی کنندهآسیبشناسی روانی آتی باشند.✓ بروچ معتقد است بیاشتهایی روانی ممکن است نتیجه جدال کودک برای گسترش و تحول هویت خود او در پویایی مادر– دختر باشد که خودمختاری دختر را محدود میکند.رژیم گرفتن و پرخوری )خوردن بیش از حد(:✓ سطوح باالتر غذا خوردن با محدودیت با افزایش مصرف غذا در ارتباط است.✓ نظریه محدودیت، عدم بازداری محدودیت را بعنوان ویژگی پرخوری افرادی که محدودیت غذایی دارند، تعیین کردهاند.✓ پرخوری در پاسخ به پیش وعده غذایی پر کالری است.
عدم بازداری بصورت خوردن بیشتر در نتیجه تخفیف محدودیتها در پاسخ به ناراحتی هیجانی، مسمومیت یا مصرفپیشغذا تعریف میشود.الف( دالیل پرخوری:✓ پرخوری، یکی از مهمترین مشکالت سالمتی بوده که با انواع بیماریها مرتبط است.✓ یکی از پیامدهای رژیمهای سخت، پرخوری است.1. تحلیل علّی پرخوری:✓ تحلیل علّی رفتار خوردن، اولین بار توسط هرمان و پولیوی توصیف شد که معتقد بودند رژیم گرفتن و زیاد خوردن، بطورعلی باهم مرتبط هستند و اینکه محدودیت، نه تنها بر پرخوری مقدم است بلکه در علیت آن هم نقش دارد.✓ تالش برای نخوردن، بطور متناقض احتمال پرخوری را افزایش میدهد.2. الگوی مرز پرخوری:✓ آنان الگوی مرز را مطرح نموده که بیانگر یکپارچگی رویکردهای شناختی و فیزیولوژیکی در مصرف غذاست.✓ براساس این الگو، مصرف غذا بوسیله یک مرز تعیین کننده فیزیولوژیایی گرسنگی برانگیخته شده و بوسیله یک مرزتعیین کننده فیزیولوژیایی سیری، بازداری میشود.✓ این الگو نشان میدهد که مصرف غذایی محدودکنندگان غذایی با مرز رژیم تعیین کننده شناختی تنظیم میشود.✓ رژیم گیرندگان، عود کنترل فیزیولوژیایی را جایگزین کنترل شناختی میکنند که بیانگر آن است که سهم تعیین شدهانتخابی رژیم گیرنده برای مصرف در یک موقعیت مشخص است.3. تغییرات شناختی:✓ پرخوری رژیم گیرندهها بصورت ایجاد تغییراتی در مجموعه شناختی فرد است.✓ برای اولین بار این مسئله بصورت درهم ریختن خود مهارگری فرد رژیم گیرنده بصورت فروپاشی انگیزشی و حالتی ازتسلیم شدن در برابر کشاننده های بسیار قوی خوردن توصیف شده است.✓ مجموعه شناختی، رژیمگیرندههای بدون بازداری را تحلیل نموده و معتقد بودند که چنین فروپاشی در خودمهارگری،منعکسکننده الگوی منفعلی از پرخوری بوده و شامل عناصری از انفعال بصورت عواملی نظیر تسلیم شدن، انصراف وانفعال است.✓ الگوی جایگزین پرخوری معتقد است که پرخوری، منعکسکننده تصمیمگیری فعال برای پرخوری است.✓ اگدن و واردل معتقدند آنچه در تاثیر نیفتادن در چاه پنهان است، عبارتست از یک واکنش فعال در برابر رژیم گرفتن.✓ حالت طغیانگرایانه ذهن در افراد چاق بصورتی است که گزارش میکنند پرخوری، شیوهای برای رهایی از رنجش است.4. تغییر خلق:✓ رژیم گیرندگان در پاسخ به خلق پایین، پرخوری میکنند.✓ رفتار عدم بازداری، فرد را قادر میسازد تا خلق منفی را با خلق موقتی که بوسیله خوردن ایجاد شده است، پنهان کندکه به این کار، فرضیه پنهان کردن میگویند.
نقش انکار:✓ سرکوب افکار و مهار )کنترل( میتواند تاثیر متناقضی در وادار نمودن افکاری داشته که فرد سعی در سرکوب شدید آنهاداشته است.✓ این نظریه، فرآیندهای عجیب و غریب کنترل ذهنی نام دارد.✓ تصمیمگیری برای نخوردن غذاهای خاص یا برای کمتر خوردن، یک مسئله اصلی برای مجموعه شناختی فرد رژیم گیرندهمحسوب میشود.6. نظریه فرار:✓ این رویکرد هم برای ویژگیهای پرخوری رژیم گیرندهها و هم برای شکل شدیدتری از پرخوری با حجمهای زیاد در افرادمبتال به جوع )پرخوری عصبی( بکار برده و پرخوری را بعنوان پیامد تغییر انگیزشی سطوح پایین خودآگاهی توصیفنمودهاند.✓ این رویکرد معتقد است که افراد مستعد پرخوری، مقایسههایی را با استانداردهای باال و آرمانهای مورد تقاضا، نشانمیدهند که باعث حرمت خود پایین، دوست نداشتن خود و خلق پایین میشود.✓ در افراد پرخور، حالتی از خودآگاهی زیاد میتواند نامطلوب بوده و منجر به خود انتقادگری و خلق پایین شود.7. پرخوری به مثابه عود:✓ رویکرد زیستی – طبی، رفتار اعتیاد آمیز را بعنوان اعتیادهایی نگاه میکند که غیر قابل برگشت و خارج از کنترل فردهستند.✓ چنین رویکردی، این باور را ترغیب کرده که رفتار، همه یا هیچ است.8. نقش کنترل )مهار(:✓ مفهوم خودمهارگری، فراتر از درونمایه هاست.ورزش و سلامتی:✓ برخی از اثرات پرخوری بر افزایش وزن، بواسطه تحرک زیاد و ورزش، تعدیل میشود.الف( انواع ورزش:1. ورزش ایزومتریک:✓ بدن حرکت نکرده اما ماهیچهها روی یکدیگر با وسیله ثابتی، فشار داده میشوند✓ این ورزش برای تقویت گروهی از ماهیچهها مفید است.2. ورزش ایزوتونیک:✓ روشی که براساس آن، بدنسازی صورت میگیرد.✓ وزنهبرداری از این نوع ورزشها بوده که در آن، عضالت منقبض شده و مفاصل حرکت میکند.✓ در صورت تداوم، قدرت و تحمل عضله تقویت میشود.3. ورزش ایزوکنیتیک:✓ برای بلند کردن و برگرداندن به حالت اول، فشار زیادی اعمال میشود.
این ورزشها با استفاده از تجهیزات تخصصی صورت میگیرد.4. ورزش بیهوازی:✓ بمعنای کسب انرژی کوتاه و شدید بدون افزایش مقدار اکسیژن است مثل دوی سرعت.✓ این ورزش ممکن است برای افراد دچار برخی بیماریها از جمله قلبی – عروقی، خطرناک باشد.5. ورزش هوازی:✓ هر نوع ورزشی که به مصرف اکسیژن زیاد در دور طوالنی احتیاج داشته باشد مثل دویدن آهسته.✓ در این نوع ورزش، ضربان قلب حداقل باید بین 15 تا 20 دقیقه در سطح باالیی افزایش داشته باشد.ب( اثرات ورزش بر سالمتی:✓ ورزش باعث بهبود نسبت چربی به ماهیچههای بدن میشود.✓ ورزش باعث کاهش افسردگی و اضطراب میشود.✓ ورزش باعث عزت نفس و باال رفتن خلق مثبت میشود.✓ ورزش از طریق حاالت مثبت روانشناختی بر دستگاه ایمنی بدن و فعالیت سلولهای NK و T اثر مفیدی دارد.
فصل دهم -سلامت
فصل دهم: مداخله های روان شناختی در بیماریهای مزمن -نریمانی
افراد مبتال به دیابت نوع I باید از رژیمهای روزانه پیچیدهای تبعیت کرده تا بتوانند سطوح گلوکز خون خود را در حد
طبیعی نگه دارند.
در مورد بیماری قند غیر وابسته به انسولین یا نوع II، درمان اولیه بیشتر شامل کنترل گلوکز خون از طریق آزمون کردن،
رژیم غذایی و ورزش بوده و این افراد از طریق داروی خوراکی، این کار را انجام میدهند.
مشکلات افراد دچار بیماریهای مزمن:
مشکلات بیماران به 5 دسته تقسیم میشوند: الف) سازگاری با بیماری، ب)پیروی از دستورات طبی، ج)حالات منفی
روانشناختی، د) مشکالت در تحمل درد و ه) سازگاری با تغییرات بدنی.
الف) سازگاری با بیماری:
1. انواع مشکلات سازگاری:
✓ تجارب مشکلات سازگاری به میزان درد، ناتوان کنندگی یا تهدیدکنندگی بیماری و سن بیمار بستگی دارد.
2. پیروی از دستورات طبی:
3. مشکلات روانشناختی:
✓ در بیشتر اختلالات مزمن، مشکلات روانشناختی بویژه غم و اندوه، ناامیدی، درماندگی، افسردگی، اضطراب، عدم علاقه
به زندگی و برخی علائم وخیم جزء لاینفک بیماری هستند.
4. تحمل درد:
5.تغییرات ظاهری در بدن:
✓ سازگاری با این تغییرات، مستلزم کمک های روانشناختی است.
مداخلات روانشناختی:
✓ منظور از مداخله روانشناختی یا مداخله روانی، کاربرد اصول و یافته های روانشناسی بویژه روانشناسی بالینی در یک
موقعیت یا شرایط خاص است.
✓ این درمانها از روان درمانی حمایتی تا رواندرمانیهای عمیق متغیرند.
رواندرمانی چیست؟
✓ رواندرمانی یا درمان از طریق مکالمه و صحبت کردن، شامل نشست رو در روی یک درمانگر با متخصص و یک مراجع یا
بیمار بوده که براساس رویکردی خاص بمنظور بهبود وضعیت روانی فرد انجام میشود.
✓ روان تحلیل گری، قدیمی ترین نوع مداخله درمانگی و از نوع بلندمدت بوده و بمنظور آشکار کردن انگیزه های ناهوشیار و
حل مشکلات فعلی مراجع انجام میشود.
✓ رفتار درمانی بمنظور تغییر الگوهای تفکر و رفتار فرد از طریق تغییر در رفتار انجام میشود مانند غرقه سازی که برای
وسو اس بکار برده میشود.

شناخت درمانگری بمنظور تصحیح الگوی نارسای تفکر که خود موجب احساسات و رفتار مشکلدار شده اند، انجام
میشود.
✓ خانواده درمانی شامل نشستهای بحث کردن و حل مسئله با تمام اعضای خانواده برای حل مشکل روانشناختی آنهاست.
✓ گروه درمانی بصورت گروههای کوچک تحت هدایت درمانگر با تمرکز بر مشکل فرد تشکیل میشود.
✓ هنر درمانی از انواع درمانهایی است که برای مواجه کردن مردم با هیجانات نیرومندی که در شرای معمول آشکار
نمیشوند، انجام میشود.
✓ وقتی همراه با مداخلات روانشناختی از تمهیدات اجتماعی مددکاران اجتماعی و دیگر متخصصان استفاده میشود، از
مداخلات روانی – اجتماعی یاد میگردد.
✓ امروز رایجترین نوع درمان روانشناسی، رویکرد شناختی – رفتاری است.
درمانگری شناختی – رفتاری برای بیماریهای مزمن:
✓ این رویکرد باعث ارتقای کیفیت زندگی و سازگاری افراد مبتلا به بیماریهای مزمن میشود.
درمانگری شناختی – رفتاری چیست؟
✓ رویکردهایی که در این حوزه قرار میگیرند، دارای 3 مفروضه یا ویژگی هستند: الف) شناخت، رفتار را تحت تاثیر قرار
میدهد، ب)شناخت، قابلیت تغییر و نظارتگری دارد و ج( تغییر رفتار بواسطه تغییر شناخت انجام میپذیرد.
✓ همیشه درمانگری شناختی – رفتاری و میانجیگری شناختی، رفتار را بعنوان هسته بنیادین درمان در نظر میگیرد.
✓ به اعتقاد دبسون، درمانگریهای شناختی – رفتاری را میتوان در 3 گروه اصلی قرار داد: الف) شیوههای مبتنی بر
مهارتهای مقابله ای، ب)شیوه های حل مسئله و ج)شیوه های بازسازی شناختی.
✓ طبقات فوق منعکس کننده تفاوتهایی در میزان تاکید بر تغییر شناختی در برابر تغییر رفتاری هستند.
✓ درمانگری مبتنی بر مهارتهای مقابله ای برای مراجعانی بهترین کاربرد را داشته که به مشکلات یا موقعیت هایی واکنش
نشان میدهند که خارجاز آنها با منبع بیرونی رخ داده است.
✓ رویکردهای فوق بر تغییر شناخت هایی متمرکز بوده که تسریع کننده پیامدهای یک رویداد منفی هستند.
✓ شیوه بازسازی شناختی، برای مسائلی بهترین کاربرد را داشته که روانزاد با منبع درونی هستند.
✓ شیوه های درمانگری شناختی اهمیت زیادی داشته و در آن، به شیوهای تاکید میشود که بواسطه آن، خطاهای نظامدار
و تفکر و ارزیابی های شناختی غیر واقع گرا از رویدادها میتوانند به هیجانات منفی و رفتارهای ناسازگار منتهی شوند.
✓ درمانگری شناختی - رفتاری، شکل سازمانیافتهای از درمانگری بوده که بواسطه الگوی شناختی هدایت میشود.
✓ الگوی شناختی بیانگر آن است که تفکر نارسا و ارزیابی های شناختی غیر واقع گرایانه در مورد رویدادهای معینی از
زندگی میتوانند بطور منفی، احساسات و رفتار را تحت تاثیر قرار داده و این فرآیند، متقابل است و مولد اختلالات
شناختی بیشتری خواهد بود.
1. مفاهیم اصلی:
✓ الگوی شناختی بک از 3
سطح شناخت تشکیل شده است: الف)باورهای هسته ای، ب) باورهای واسطه ای و ج)تصاویر
ذهنی (افکار خودکار)
باورهای هسته ای، مستحکم ترین و درونی ترین سطح باورها را تشکیل میدهد.
✓ باورهای هستهای افراد سازشیافته به آنها مجال میدهند تا به شیوهای سازگارانه و واقع گرایانه به تفسیر ارزیابی و پاسخ
به رویدادهای زندگی بپردازند.
✓ باورهای هسته ای نارسا، بیانگر تحریفاتی در واقعیت بوده و بنظر میرسد که کلی، خشک و بیش تعمیم یافته باشند.
✓ باورهای واسطه ای اغلب بصورت بازخوردها، قواعد، انتظارات یا مفروضه های غیر صریح تعریف میشود.
✓ باورهای واسطه ای، نگاه فرد به یک موقعیت و در نهایت تفکر، احساسات و رفتار او را تحت تاثیر قرار میدهد.
✓ افکار خودکار، بصورت سطحی ترین لایه شناخت تعریف شدهاند.
✓ افکار خودکار، تصاویر ذهنی یا اظهارنظرهایی واقعی بوده که در یک موقعیت معین به ذهن فرد خطور میکند.
✓ باورهای هستهای، باورهای واسطه ای را بوجود آورده و در نهایت هر دو آنها، خود را در قالب افکار خودکار نمایان
میسازند.
✓ باورهای هسته ای برای سازماندهی و پردازش اطلاعات ورودی بکار میروند.
✓ باورهای هستهای و باورهای واسطه ای، هر دو حالص تلاشهای افراد برای تفسیر و معنا دادن به تجربیات و محیط
زندگیشان هستند.
✓ شیوهای که بواسطه آن، آنها به این تفسیر نزدیک میشوند، به میزان زیادی وابسته به رویکردهای تفکری است که آ»ها
قبال در دوره رشد خود آموخته اند.
2. هدف درمانگری شناختی – رفتاری چیست؟
✓ هدف آن، آموزش مراجع برای جایگزین نمودن تفکر تحریف شده و ارزیابیهای شناختی غیر واقع گرا با ارزیابی های
سازگارانه تر و واقع گرایانه تر است.
✓ مراحل آغازین درمانگری شامل آموزش مراجعات در مورد ارتباط میان عوامل به راه اندازنده وابسته به موقعیت، افکار
خودکار و واکنشهای هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی براساس الگوی شناختی است.
✓ مراحل آغازین درمانگری شامل ارائه تکالیف خانگی، آزمایشات رفتاری و یادگیری تجربیاتی است که به مراجعان
شناسایی، نظارتگیری و ارزشیابی اعتبار افکار خودکار را آموزش میدهند.
✓ مراحل بعدی درمانگری شامل شناسایی و اصالح باورهای واسطه ای و باورهای هستهای بوده که زیربنای افکار خودکار
است و در تضاد با موقعیتها قرار دارند.
✓ مراحل پایانی درمانگری بر جلو گیری از عود و قدرتمند نمدن مراجع برای کنشوری مانند خود درمانگر است.
3. چرا درمانگری شناختی – رفتاری؟
✓ این درمان به 3 دلیل برای بیماریهای مزمن مفید است: الف) درمان نشانه های روانشناختی، ب) به سهولت نشانه های
عملی و چالش های منحصر بفردی را عنوان کرده که مراجعان با آن مواجه هستند و ج)دارای حمایت تجربی محکم برای
اثربخش بودن آن است.
حل مسائل و نشانه های روان شناختی بیماران مزمن:
✓ نشانه هایی نظیر ارزش خود پایین، خلق مضطرب یا افسرده، ناامیدی، ایده خودکشی و فقدان لذت میتواند علائم افتراق
میان بیماریهای جسمی و روان شناختی باشد.

شناسایی خطاهای شناختی نظیر تفکر فاجعه آمیز نمودن بیماری مزمنی که در مراحل پایانی نیست و با این نوع تفکر
تضمین نمیشود، میتواند بصورت یک عامل افتراقی حائز اهمیت در نظر گرفته شود.
✓ ارزیابیهای شناختی و سایر رویکردهای غیر رسمی تر نسبت به ارزشیابی مداوم نظیر پرسشگری سقراطی، بیانگر جنبه
یکپارچه تری از درمانگری شناختی – رفتاری است.
✓ اتکای شدید به ارزیابی مداوم در رویکردهای شناختی – رفتاری برای مراجعان مبتلا به بیماریهای مزمن، ایده آل است.
شواهد حمایت کننده:
✓ این درمان، دارای حمایت تجربی است.
✓ یکی از نقاط اصلی قوت این رویکرد، آن است که مجال بکارگیری همزمان سایر فنون جهت گیریهای درمانی را فراهم
میکند.
3حوزه از دانش مرتبط بعنوان رویکردهای عمده و راهبردهای درمانگران مطرح شده که شامل تاکید بر همدلی (توسط
روانشناسی خود مطرح شده است)، تاکید بر امید (توسط روانشناسی مثبت نگر ارائه شده است)و تاکید بر اختیار (توسط
الگوی کار انسانی ارائه شده است) است.
روشهای کنترل استرس:
✓ برای کنترل این عوامل روانی – اجتماعی از روشهای کنترل استرس بویژه روش آرامش عضلانی گام به گام، پسخوراند
زیستی و حساسیت زدایی منظم استفاده میشود.
بینش درمانی:
✓ روشی است برای کمک به بیماران بمنظور کسب آگاهی از ریشه های احساسات و مشکلات آنها.
✓ این روی برای کمک به بیماران برای کنار آمدن با اضطراب و ایجاد تغییر در خودانگاری و ارتباطات آنها با خانواده و
دوستان، مفید است.